تعریف مهارت تفكر خلاق:
مهارتی
است كه شخص از تلفیق مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری از افكار یا روابط
نو برخوردار شده و قدرت كشف و انتخاب راه حل های جدید را پیدا می كند.
انواع تفكر : ...
ادامه مطلب...
انتقاد پذيري و انتقاد كردن مؤثر داراي اهميت زيادي براي موفقيت سازماني است. اموري چون ارزشيابي عملكرد، مشاركت در تيمهاي كاري، خدمات رساني به مشتريان، كنترل كيفيت و اداره تضاد، بستگي به بكارگيري مطلوب انتقادپذيري و انتقادكردن دارد و كار پيچيده اي است. انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پيچيده و مشكل، مي تواند تخريب كننده و حتي بسيار خطرناك باشد. بكارگيري ضعيف انتقاد، منجر به شكست افراد و سازمان ها مي شود؛ از سوي ديگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شكوفايي افراد و سازمان ها منجر خواهد شد.
در اين نوشتار بيست روش مهم براي كمك به ارتقا مهارت انتقاد مثبت تشريح مي شود. اين روش ها به بيان جنبه ها و عوامل گوناگون مؤثر بر انتقاد مي پردازد، ضمن اين كه بكارگيري منسجم و اقتضايي اين روش ها با يكديگر داراي اهميت است. با استفاده از اين روش ها در صحنه هاي واقعي كار و زندگي مي توان به نتايج ذيل دست يافت:
*
ايجاد تحول اساسي از وضعيت انتقال منفي و غير مؤثر به وضعيت انتقال مثبت و مؤثر
*
دست يافتن به روحيه خونسرد و هوشيار به هنگام انتقاد كردن ومورد انتقاد قرارگرفتن
*
به كارگيري انتقاد براي برانگيختن، اثر بخشي، يادگيري و ايجـادروابط مطلوب با ديگران
*
انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم
انتقاد نقش عمده اي در روابط اجتماعي ايفا مي كند، از انتقادها مي توان براي ايجاد تحرك در اشخاص و نفوذ در آن ها، آموزش، بيان نيازها و خواسته ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد. انتقاد پذيري مؤثر نتايجي چون؛ افزايش رضايت شغلي، ايجاد روابط كاري مناسب، تقويت سلامتي فكري و روحي، ايجاد عزت نفس، افزايش سطح بهره وري و افزايش رقابت، براي تضمين موفقيت را به دنبال دارد. اگر انتقاد كننده و انتقاد شونده مي خواهند به هدف انتقاد سازنده كه همانا تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يك ديگر همكاري كنند براي دست يابي به نتايج مذكور و با توجه به اصول اشاره شده ضروري است تا از روش هاي انتقاد مؤثر و سازنده كه در ادامه تشريح شده است مطلع بوده و به بهترين نحو از آن ها بهره برداري به عمل آيد.
1 ـ انتقاد دوستانه و مشفقانه:
انتقاد اطلاعاتي است كه مي تواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارت هاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد، پذيراي انتقاد مي گردند و يا قادر به ارائة انتقاد مي شوند.
2 ـ انتقاد براي بهبود:
محور اساسي هر انتقاد مؤثر توجه به نقش سازندگي است، بهبود و ارتقا؛ معادل تغيير دانش، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.
3 ـ انتقاد استراتژيك:
انتقاد بايستي ضمن داشتن اهداف بلند مدت، راه هاي نيل به آن ها را نيز بيان كند. هر فردي قبل از انتقاد لازم است سؤالات زير را از خود بپرسد:
*
دقيقاً از برقراري ارتباط چه انتظاري داريد؟
*
چه رفتار يا خصوصيتي بايد تغيير كند؟
*
انگيزه هاي انتقاد كردن چيست؟
*
چه راه حل ها و اهداف خاصي را مي توان ارائه كرد و چه فعاليت هايي براي دسترسي فرد به اهداف مورد انتقاد مي توان انجام داد؟
4 ـ ايجاد عزت نفس در افراد:
احساس عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي كاركنان است. آنان براي برآورد اين نياز ناچار به احترام گذاردن به ديگران هستند، بنابراين يك رابطه دو طرفه چرخشي مثبت و يا منفي را مي توان در اين خصوص ايجاد كرد.
5 ـ انتقاد با كلمات مثبت، محترمانه و انگيزشي:
اين امر منجر به بهبود برقراري ارتباط و در نتيجه پذيرش آن مي شود. به اين جهت لازم است كلمات مناسب برگزيده و بيان شود.
6 ـ انتقاد از روش و محتوا:
در انتقاد محتوا و روش نيز بايستي لحاظ شود. با نهادينه سازي اين نكته مي توان از سيستم ارزشيابي خود استفاده نمود و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوه اي غير دفاعي بهره برداري كرد.
7 ـ مشاركت طرف مقابل:
طرف مقابل خود را دخالت دهيد، براي مشاركت دادن طرف مقابل رعايت نكات زير ضروري است:
*
بر اهميت شغل فرد تأكيد شود.
*
شرايط انتقاد شناسايي شود.
*
دقيقاً بيان شود كه چگونه انتقاد براي طرف مقابل مفيد خواهد بود.
*
از فرد خواسته شود كه چگونه مي تواند براي اجراي طرح به او كمك كرد و چگونه مي توان از او در اين راستا حمايت كرد.
8 ـ توجه به شايستگي ها:
به شايستگي هاي طرف مقابل توجه نماييد، بدون اين كه از كلمه “اما” استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبه هاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده مي كنند و به بيان نقاط ضعف وي مي پردازند، در حالي كه كلمه اما حذف كننده ارزش پيام قبلي است؛ در صورتي كه اگر از حرف ربط “و” استفاده شود عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي به وجود مي آيد. در مجموع كلمه “و” اثر بلند مدت و نيرومندتري را به جاي مي گذارد.
9 ـ بيان شفاف :
آن چه را كه مي خواهيد مورد انتقاد قرار دهيد به طور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را مؤثر مي نمايد.
10 ـ انتخاب زمان مناسب:
انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل مي شود. انتقاد بايستي براي عده اي بلافاصله بعد از خطا و براي عده اي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اين كه ضروري است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.
11 ـ استفاده از سؤال:
مي توان انتقاد را در قالب طرح يك سؤال يا مجموعه سؤالاتي عنوان كرد كه جواب آن ها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر مي گردد.
12 ـ ناكارايي انتقاد شفاهي:
هنگامي كه به طور شفاهي قادر به انتقاد نيستيد با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح كنيد، گاهي بهتر است از روش رفتاري بهره برداري شود يعني به جاي اين كه چيزي بيان شود؛ كاري انجام گيرد و از طريق مداخلات رفتاري تفكر مورد نظر منتقل شود.
13 ـ مشخص كردن انتظارات:
گاهي افراد انتظار دارند كه اشخاص همان رفتاري را دارا باشند كه از آن ها انتظار داريم، در اين حالت انتظارات ما موجب مي شود كه انتقاد زودرس و غير مؤثر داشته باشيم چرا كه مخاطبين خود را به خوبي از توقعات خود آگاه نكرده ايم.
14 ـ ميزان ذهني بودن انتقاد:
واقعيت ها نبايستي صرفاً در قالب ذهنيت فرد بماند، بلكه بايستي ديگران نيز آن را درك كرده و بپذيرند. مثلاً اگر طرف مقابل انتقاد شما جملة “اين انتقاد صرفاً اعتقاد شماست” را به كار برد، حتي اگر اين انتقاد براي شما مبتني بر واقعيت عيني باشد؛ معني آن اين است كه ارزشيابي ذهني طرف مقابل براي قضاوت در مورد يك رفتار يا ويژگي خاص را لحاظ نكرده ايم.
15 ـ ايجاد انگيزه در افراد:
يكي از وظايف اساسي انتقاد مؤثر برانگيختن افراد براي انجام بهتر كارهاست. انگيزه يك مفهوم روانشناسي است كه در اشكال و حالت هاي گوناگوني همچون افكار، احساسات، كلمات خاص و … مطرح مي شود.
16 ـ بهره برداري از نقشه هاي ذهني طرف مقابل:
استفاده از اصطلاحات، احساسات و نقشه هاي ذهني طرف مقابل منجر به شناخت و برقراري مناسب ارتباط با وي مي شود، براي اين منظور به سخنان كساني كه در اطراف شما صحبت مي كنند گوش كنيد و از ارزش ها و علايق آن ها مطلع گرديد تا در صورت نياز به انتقاد با او همزبان شويد و راحت تر ارتباط برقرار كنيد.
17 ـ همگامي با انتقاد شونده:
همگامي با كسي كه مورد انتقاد قرار مي گيرد، مقدمه رهبري مؤثر و در اين جا پيش زمينه انتقاد مؤثر است.
18 ـ شناسايي معيارهاي انتقاد:
انتقاد صحيح مبتني بر معيارهاي خاصي است. قبل از انتقاد براي خدمت به مشتري و يا ارتباط با همكاران سؤالات زير را ازخود بپرسيد:
آيا اين انتقاد عملي است؟
آيا مي توان بلافاصله از آن استفاده كرد؟
آيا منافعي را تأمين مي كند؟
آيا انتقاد پاسخگوي نيازهاست؟
از چه معياري استفاده شود؟
آيا ديگران از معياري كه براي قضاوت در مورد اعمال و نتايج كارهاي آن ها استفاده مي شود آگاهي دارند؟
آيا معيارها ثابت اند يا طي زمان بايد تغيير كند؟
جواب سؤالات فوق به بهبود و افزايش انتقاد مثبت و مؤثر منجر مي شود.
19 ـ گوش دادن به نداي دروني:
افراد هميشه با خود ارتباط ذهني برقرار مي كنند، اين مكالمات دروني ساز و كاري است كه باعث مي شود افراد از ارزشيابي ها و انتظارات خود آگاه مي شوند. هنگامي كه انتقاد مي كنيد و يا مورد انتقاد قرار مي گيريد به مشاهده و شنيدن دنياي درون خود بپردازيد. وقتي به نداي درون خود توجه كنيد و آن ها را مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهيد، افكار بهره ور و متناسب با شرايط و محيط جديد بوجود مي آيد؛ زيرا احساسات برافروخته شما، كنترل شده و به شما كمك مي كند تا صداي قدرت انتقاد مؤثر و مثبت را بشنويد.
20 ـ حفظ آرامش و خونسردي:
نداشتن آرامش در زمان انتقاد به تضعيف انتقاد منجر مي شود. اگر فردي قادر به حفظ خونسردي، آرامش و هوشياري در زمان مواجهه با انتقاد باشد، مي تواند احساسات خود را كنترل كند و بهره وري خويش را افزايش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزيابي شرايط به طور دقيق بوده و پاسخ مناسبي را به آن شرايط خواهد داد.
در جهان امروز نقش احساسات و افكار انساني در توسعه و تكامل انسان ها، سازمانها و جوامع پر رنگ گشته است و برقراري ارتباطات و هم انديشي بين آن ها از اهميت بيشتري برخوردار گشته است. اگر فردي آگاه و توانمند نسبت به احساس و عملكرد ضعيف و نامطلوب افراد يا واحدهاي ديگر به طور مطلوب و مفيد اظهار نظر كند از قدرت انتقاد مؤثر و مثبت بهره برداري كرده است، او به خوبي به نقاط قوت و ضعف طرف مقابل واقف است و درصدد تقويت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف وي برمي آيد، به علاوه به آگاه سازي وي از فرصت ها و تهديدات محيط مي پردازد. مديران آگاه براي اصلاح و توسعه فردي، گروهي و سازماني و نيز براي انتقال دانش و مهارت خود به ديگران و اصلاح آن ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند چرا كه در فرايند مشاوره علاوه بر مهارت فني، مهارت انساني و رفتاري حائز اهميت بسياري است. از سوي ديگر هر انساني كه مورد انتقاد قرار مي گيرد با بكارگيري هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس، مي تواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارت هاي خود اقدام كند. در مجموع انسان ها نيازمند انتقاد كردن و انتقاد پذيري مؤثر و مثبت براي تكامل خود، گروه و سازمان هستند. اين نقد؛ افراد، سازمان ها و جوامع را به سوي تعالي سوق مي دهد در حالي كه نقد منفي روحيه خصومت و پرخاشگري و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان ها را به سوي عدم بهره وري از منابع انساني و مادي و در نهايت نابودي آن ها سوق مي دهد.
منبع : اداره مطالعات و بازاريابي بانك رفاه
رابطه محبتآميز والدين با فرزندان، زمينهساز بروز خلاقيت در آنهاستيك متخصص مهندسي ذهن گفت: رابطه محبت آميز و محترمانه پدر و مادر با يكديگر و با فرزندان، زمينهساز بروز خلاقيت در آنهاست "عبدالوهاب فيروزي" روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا مركز استان تهران افزود: توجه كردن به جزئيترين حركات، حرفها و مهارتهاي فرزند كه معمولا از ديد والدين پنهان مانده است نيز در بروز خلاقيت در نوجوان نقش موثري دارد
وي اظهار داشت: تقويت اعتماد به نفس در فرزندان از طريق شنيدن فعال و بازتاب احساس و عقيده وي نيز زمينه بروز خلاقيت در نوجوان را فراهم ميكند. فيروزي، موثرو ماندگارترين تشويق را چهره شاداب و لحن ملايم و مهربان والدين دانست و گفت: تشويقها و تحسينها بايد متوجه رفتارها و حرفهاي مشخص باشد و به صورت صفتهاي كلي بيان نشود
وي افزود: بهترين تشويقها و تحسينها نوع غير مستقيم آن است كه شامل گفتن خوبيهاي فرزندان به فاميل و دوستان و ايجاد تصوير مثبت اجتماعي از وي است
وي تصريح كرد: والدين حتي در صورت شكست و افت درسي فرزندان خود پس از واگذاري مسئوليتهاي شخصي به آنها نبايد به سرزنش، تحقير، انتقاد، مقايسه، منت گذاشتن، نصيحت كردن و تهديد وي بپردازند بلكه بايد به توجه عاطفي خود ادامه دهند. فيروزي افزود: در اين شرايط والدين بايد نكات مثبت فرزندان خود را برجسته كنند و فضايي از مهرباني، صميميت، احترام و اعتماد را در محيط خانواده بوجود آورند تا بتدريج شاهد خلاقيتهاي بينظير بچهها در غلبه بر شكستها و رسيدن به استقلال و خودكفايي باشند وي گفت: تذكر مداوم، سرزنش، نصيحت كردن، پيش بينيهاي منفي و گله و شكايت دائمي و انتظارات زياد و تلاش براي تغيير فرزند بدون ايجاد زمينههاي مناسب به هر نيتي كه باشد سبب اصلاح رفتار نوجوان نميشود، زيرا، خواستهها و انتظارات ما زماني از سوي ديگري پذيرفته ميشود كه در بخش مثبت ذهن وي جاري شود http://www.irna.ir/fa/news/view/line-14/8406062338171526.htm |
![]() |
شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
كنترل
فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.
چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند.
7 پيشنهاد براي ايجاد تفكر مثبت
ـ در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد.
ـ در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد كه براي شما مهم هستند.
ـ با هر دوستي، درباره ايده جديدي كه به تازگي يادگرفته ايد، صحبت كنيد.
ـ از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد.
ـ ليستي از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهيه كنيد.
ـ به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد.
منبع : http://www.ayaran.com
تعريف دوزبانگي:تكلم به دوزبان بطورمتناوب دوزبانگي ناميده ميشود. همچنين ازفردي كه اين عمل راانجام مي دهد باعنوان شخص دوزبانه يادمي شود
تعاريف ديگري هم براي دوزبانگي وجوددارد:برخي آن رابه كارگيري هم زمان متناوب واستادانه ي دوزبان تعريف كرده اندوبرخي هم دانستن مقداري ازيك زبان دوم راكافي دانسته اندتا بتوان
عنوان دوزبا نه رابه آن شخص اختصاص داد.
دوزبانگي يكي ازمسأ له سازترين واقعِت هايي است كه آموزش وپرورش كشورماوبسياري ازكشورهاي جهان با آن مواجه است.
برابرآمارهاي موجود دركشورما زبان مادري حدود نيمي ازافراد فارسي است.نيم ديگر بازبان ها و
گويش هاي متناوب محلي مانند تركي. كردي. لري. بلوچي. عربي و.... تكلم مي كنند.
چند زبانگي درايران يك امر فراكيراست وبه مناطق خاص ومحدودي اختصاص ندارند.اين واقعيت
ويژگي هاي خود را داردو براي مسئولان آموزش وپرورش كشورمان حاوي پيام مهمي درزمينه ي
تأ كيد بر تعليم وتربيت ويژه ي افراد دو زبانه است .به خصوص زماني كه بدانيم كودكان دبستاني و
به ويژه كودكان پايه اول وسپس دوم وسوم از نظر آموزشي آسيب پزيرترين قشرهاي دو زبانه هستند.
بيش از پيش محرز مي گردند كه خطيرترين مسئوليت متوجه دستندركاران آموزش وپرورش دوره ابتدايي است.
دو زبانه شدن به طريق گوناگون امكان پذير است:
1- بعضي از اشخاص به اختيار خود زبان دوم را فرا مي گيرند. ياد گيري زبان دوم براي اشخاصي
كه به دانشگاه راه يافته ويا در آموزشگاه ها ثبت نام مي كنند يا افرادي به شهر يا كشوري مهاجرت كرده اند كه داراي زباني متناوب با زبان مادري آنها ست.
2- گروهي ديگراز اشخاص دوزبانه در يك وضعيت اجباري وشايد هم طبيعي زبان دوم رافرامي گيرد
كودكاني كه درخانه هايي پرورش مي يابند كه والدين آنها داراي دوزبان متفاوت هستند وزبان دوم را هم زمان با زبان اول يا با فاصله ي زماني كمي مي آموزند و كودكاني كه در خانواده اي يك زبانه بزرگ مي شوند اما با ورود به مدرسه با زبان دوم كه زبان رسمي كشور و زبان آموزشي است مواجه
مي گردند. جزو همين دسته هستند. كودكان وابسته به اقليتها ي زباني يا كودكاني كه به كشوري بازبان
متفاوت از زبان مادري خود مهاجرت مي كنند باهمين روش زبان دوم مي آموزند.دوزبانگي از اين
طريق بسيار وسيع وعميق است.
دو زبانگي و پي آمدهاي روان شناختي وآموزشگاهي:
تمام كودكان ايراني دارار هر زبان كه باشند به محض ورود به مدرسه خودرا با زبان رسمي آموزشي
وپرورش است مواجه مي بينند
در مدرسه بدون توجه به اين كه تا چه حد با زبان فارسي آشنايي دارد مجبور ميشود به زبان فارسي بخواند. بنويسد. صحبت و حتي مفهوم سازي وفكر كند. وضعيت جديدي كه كودك در آن قرار مي گيرد
تأثير ويژه اي بر وي مي گذارد.
پي آمدمربوط به سازگاري اجتماعي وعاطفي:
زبان وسيله اي براي برقراري ارتباط اجتماعي است وبه فهم منظور ديگران كمك مي كند ووسيله ي
مؤثري براي انتقال پيام ومنظوربه ديگران به شما مي رود. اگر كودكي در پيام رساني وفهم منظورو
پيغام دثران با مشگل مواجه باشد رشد اجتماعي او به خطر مي افتد. به همبن ترتيب كودكان دو زبانه
كه زبان همبازي هايشان متفاوت است دچار مشكلات عاطفي خوا هد شد..
كودكان دو زبانه اي كه در مدارس كودكان عادي قرار مي گيرند. به دليل بيان متفاوت باسايرين يا
بيان نا منا سب مطا لب مورد تمسخر كودكان قرار مي گيرند وپي آمد اين وضع احساس خشم وافسردگي است.
درچنين شرايطي كه كودك دو زبانه مورد بي مهري يا بي اعتنا يي همسالانش قرار مي گيرد . بر خود پنداره ي او تأثير مي گذارد .
دو زبانگي وافت تحصيلي :
افت تحصيلي به نو به ي خود به احساس حقارت. نا اميدي. بي انگيزگي ودلسرد ي مي انجامد.
همين ناسازگاري هاي عاطفي در مراحل بعد مجددأن موجب افزايش وادامه افت تحصيلي خواهد شد.
طبق تحقيقاتي كه انجام شده پيشرقت تحصيلي دوزبانه ها را بيش از كودكان يك زبانه ارزشيابي كرده است.
امكان دارد دو زبانگي به تضعيف ارتباط بين معلم وشاگرد منجر شود ونه تنها شاگرد بلكه معلم را هم
در ناراحتي وشرايط دشواري قرار دهد .
كودكان دوزبانه دوره ي ابتدايي، مخصوصاَ در پايه هاي اول و دوم ، به سبب پايين تربودن مرحله ي
رشد ونداشتن تجربه ومفهوم سازه هاي ساده تر وضعيف تر، ممكن است بيش از سايرين درس معلم را
درك نكند.
ازطرفي در صورت نه فهميدن مطلب، اين دانش آموزان به دليل كم رويي واحساس شرم، احتمال كمتري وجود دارد كه پرسش خودرا مطرح كنند وجوياي حل مشكل خود شوند.
نتيجه ي طبيعي افت تحصيلي است .
معايب:
1- وقتي شخص درحال ياد گيري موضوع جديدي است، عناصر مربوط به دوموضوع با هم تداخل پيدا مي كنند وگاه آموخته هاي پيشين مزاحم آموختن جديد ميشود وگاه موضوع دوم مانع آموختن يا
به ياد آوردن موضوع نخست ميگردد .
2- كوشش كودك براي تسلط يافتن بر دو زبان به جاي يك زبان، باعث كاهش توانا يي اودر ياد گيري
چيزهاي ديگري خواهد شد كاوي به دانستن آنها نياز دارد .
محاسن:
1- فرد دوزبانه از دو زبان سود مي جويد، در نتيجه دوابزار ذهني در اختيار دارد. دوزبان بودن به ازدياد تواناي هاي با لقوه ي شخص منجر ميشود
2- آشنا ي كودك با دو زبان براي او يك امتياز است اما كسب اين امتياز، باپرداختن بهاي خواصي
توأم است .
پيشنهادها ورهنمودهاي كاربردي:
1- پيش از ورود در مدرسه،دوره هاي آمادگي دولتي مخصوص دوزبانه ها دا يرشود وشرط ثبت نام
در پايه اول دبستان داشتن گواهي از اين مراكز باشد.
2-تربيت معلمان ويژه
3- استفاده ازمعلمان بومي آن منطقه
4-در آموزش قبل از دبستان ،تأكيد بر آموزش شفاهي و عملي باشد وازتصاوير، لوحه وسا يروسايل
كمك آموزشي استفاده شود.
5-برگذاري وارائه آموزشهاي جبراني ويژه كودكان دوزبانه در پيشرفت تحصيلي اين دانش آموزان
مؤثرواقع ميشود .
ارائه اين برنامه هاي آموزشي ازطريق رسانه هاي گروهي، به خصوص صدا وسيما بيش ازهمه مفيد
ومؤثر است.
محقق: خانم ليلا حسين نژاد - مدرسه نشاط
« امروزه بردن كودك نزد روان درمانگر دشوارتر از بردن او نزد هر پزشك ديگر است.»
دكتر ناصر بهروزي روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران - منطقه خوزستان - گفت:« والدين مواقع بروز مشكلات جسمي براي فرزندان اغلب خود را مقصر ميدانند و به پزشك معالج مراجعه ميكنند؛ اما هنگامي كه كودك با مشكلات روحي مواجه ميشود، از مراجعه به متخصص و در ميان گذاشتن مشكل با وي امتنناع ميكنند.»
وي افزود: « اكثر والدين تصور ميكنند كه براي مراجعه به روان درمانگر بايد مشكل روحي خود يا فرزندشان عميق و شديد باشد، حال آن كه در علم سلامت و بهداشت همواره بر درمان سريع مشكل تا پيش از حاد شدن آن تاكيد ميشود.»
بهروزي با اشاره به تغيير در سازگاري كودك با اجتماع همزمان با رشد جسمي او خاطرنشان كرد:« ممكن است ما در سنين رشد كودك با واكنشهاي غير قابل انتظار روبرو شويم كه در صورت شدت گرفتن و طولاني شدن واكنشها، سد محكمي در راه رشد او به وجود ميآيد.»
اين روانشناس يادآور شد:« بيشتر افرادي كه براي بار نخست به مراكز مشاوره مراجعه ميكنند از اين كه خود يا فرزندانشان براي تمامي عمر به روان درمانگر متكي شوند، بيمناك هستند؛ اما والدين بايد مطمئن باشند كه هر چه روند مشاوره و روان درماني ادامه يابد، افراد با توان بيشتري به آن پاسخ ميدهند و روزي كه به اندازه كافي پيشرفت حاصل شود، روند درمان از سوي درمانگر قطع خواهد شد.»
خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: بهداشت و درمان - خانواده
اگر كسب و كار شما (در فضاي واقعي يا در فضاي مجازي) توانسته است تمام وقت، انرژي و فكر شما را به خود اختصاص دهد. اگر به دنبال موفقيت بيشتر در كار و تلاش هاي روزانهتان هستيد مطمئن باشيد كه با بيشتر و يا سختتر كار كردن به جايي نميرسيد، يا اگر برسيد، ديگر خسته و مرده رسيدهايد، تواني براي لذت بردن از آنچه بدان رسيدهايد نداريد.
تغيير دادن يك شيوه زندگي ممكن است در نگاه اول سخت و يا ناممكن به نظر برسد، اما خيلي ساده، اين كار واقعاً شدني است. مقاومت ما در مقابل تغيير امري طبيعي است چرا كه براي ما اين ترس همواره وجود دارد كه شايد وضعيت جديد، درآمد جديد و ... از آنچه قبلاً داشتهايم كمتر يا بدتر شود و آن وقت است كه خودمان را به خاطر كاري كه كردهايم سرزنش ميكنيم و معمولاً از آنجا كه نميخواهيم خودمان را سرزنش كنيم به دنبال ايجاد تغيير در وضعيت كنوني خود نميرويم. اما مطمئن باشيد كه با سختتر كار كردن و برده كار شدن و اعتياد به كار Workaholism نميتوانيم بهرهوري را افزايش دهيم. در عصر كار حرفهاي و برخورداري از سرعت عمل، كار بايستي هوشمندانهتر انجام شود. براي هوشمندانهتر كار كردن بايستي استراتژي هوشمندانهاي داشت.
اما حقيقتاً چگونه ميتوان هوشمندانهتر كار كرد. اجازه دهيد همين جا تعريفي هر چند مختصر و اجمالي از كار هوشمندانه داشته باشيم: كار هوشمندانه كاري است كه وقت و زمان بيشتري برايتان فراهم ميكند و توان و انرژي بيشتري در اختيارتان قرار ميدهد. كار هوشمندانه قاطعانه اين فرصت و اجازه را به شما ميدهد كه در حين انجام كار بتوانيد بسرعت و به صورتي حرفهاي عملكرد خود را مورد ارزيابي قرار دهيد، نقاط ضعف و قوت خود را مشخص كنيد و با كشف و شناسايي پيشرفتها، امكانات و حتي ايدههاي جديدتان در مسيري قرار گيريد كه از وقت ( سرمايه اصليتان ) به بهترين نحو استفاده كنيد و اين همان مهمترين جنبه كار هوشمندانه است. كارشناسان مديريت زمان بر اين عقيدهاند كه افراد ميتوانند تنها با اختصاص دادن هفتهاي يك ساعت از وقت خود به ارزيابي هدفمند و شناسايي اهداف و نحوه عملكرد ( خود / شركت / سازمان ) ميتوان گامهاي نخستين را در پيادهسازي كار هوشمندانهتر برداشت. در اين يك ساعت كارهاي بسياري هست كه ميتوان انجام داد از جمله تعيين يا تغيير تصورات و برداشتها، سيستمها و استراتژيهاي كاري.
توجه داشته باشيد كه هوشمندانهتر كار كردن با بيشتر يا سختتر كار كردن كاملاً تفاوت دارد. افرادي كه هوشمندانهتر كار ميكنند، براحتي وظايف را به افراد و پرسنل خود واگذار ميكنند و آنها را در انجام و پيشبرد كار ( از دور يا نزديك ) هدايت و رهبري ميكنند. كار هوشمندانه يعني حداكثر استفاده از امكانات و تجهيزات و مهمتر از همه وقت و زمان.



