توصیه های زیر به شما کمک می کنند تا نحوه ی مطالعه کردن خود را مؤثرتر کنید و شما را یاری می دهند تا از خطراتی که ممکن است با مطالعه در ارتباط باشند،اجتناب کنید.البته غیر از فشار وارد بر چشم ! 1. نگاه واقع بینانه ای به مطالعه داشته باشید.وقتی مطلبی را می خوانید،چقدر از آن را مثلاً دو هفته بعد ،واقعاً به خاطر می سپارید؟ 50% ؟ 10% ؟ 5% ؟ اگر با خودتان صادق باشید ،اعتراف خواهید کرد که "روخوانی محض" شیوه خیلی کارآمدی برای درس خواندن نیست.باید به هر طریقی که شده مطالعه به نحوی مؤثر انجام گیرد.
2. مطالعات تکمیلی.... چقدر این کلمات هر چند وقت یکبار به گوش می رسند! آیا باید تصور کرد که شما برای انجام "مطالعات تکمیلی" ، به راه می افتید و تمام کتب و منابعی را که به شما توصیه شده اند،مطالعه می کنید؟ بنا به تعریف،مطالعات "تکمیلی" با مطالعات "درسی" تفاوت دارند.این نوع مطالعات یک تشریفات اضافی و غیر ضروری است.اگر شما تمام وقت خود را صرف انجام "مطالعات تکمیلی" کنید،از مطالب اصلی که برای شما منظور شده است،عقب خواهید ماند.این گونه مطالب اغلب در یادداشت ها یا در کتب و اوراق اصلی خودتان موجودند.
3. پیش از آنکه از موضوع اصلی دور شوید،قسمت های واقعاً مربوط را پیدا کنید.مفیدترین بخش های بسیاری از کتب،فهرست و صفحات راهنما هستند.از این صفحات استفاده کنید تا متوجه شوید مربوط ترین قسمت های کتاب دقیقاً در کجای آن قرار دارند.
4.قبل از شروع به مطالعه ،یک "دستور کار" تهیه کنید.مشخص کنید که از هر منبع چه چیزی را لازم دارید وبعضی از سئوالاتی را که به پاسخ آنها نیاز دارید،یادداشت کنید.سپس همان طور که ضمن خواندن به پاسخ سئوالات خود می رسید،پاسخ ها در ذهن شما "ثبت" می شوند.زیرا سئوالات از قبل در ذهن شما موجود بوده اند. بدون داشتن یک دستورکار،از بسیاری از اطلاعات ارزشمند به طور خیلی سرسری عبور خواهید کرد.
5. اگر کتاب مال خودتان است،آن را "متعلق به خودتان" کنید. در آن یادداشت بنویسید وبا استفاده از ماژیک شبرنگ روی قسمت های مهم آن خط بکشید،تا یافتن مجدد آنها آسان شود.
6. حین مطالعه ، سئوال استخراج کنید.هرگاه مطلب مهمی را یاد گرفتید، باآن سئوالی بسازید تا بعداً این امکان را داشته باشید که خودتان را با آن امتحان کنید.
7. ضمن مطالعه ،خلاصه کنید.از چیزهایی که تصور می کنید واقعاً اهمیت دارند یادداشت بردارید.در کنار نکات خلاصه شده خود،شماره صفحه را بنویسید و چند روز بعد نگاهی به آن بیندازید و سعی کنید مقداری از محتویات کتاب را در ذهن خود بازسازی کنید.
8. فهرست مطالعاتی خود را اولویت بندی کنید.موقعی می توانید دست به این کار بزنید که تا حدودی با کتب و منابع خود آشنا شده باشید.کتب و منابع خود را به گروههایی از قبیل"اساسی و مهم" ، "مفید برای بعضی چیزها" ، "فصل ... آن خیلی به درد می خورد،بقیه آن نادیده گرفته شود" و غیره تقسیم کنید.سپس اکثر اوقات خود را به کتاب هایی که از بازده یادگیری بالایی برخوردارند و کتاب های مربوط و مفید صرف کنید.
9. بین روخوانی و تمام تکالیف مطالعاتی دیگری که در دستورکارتان قرار دارد،تناسب برقرار کنید.وقت زیادی را صرف روخوانی نکنید.به خاطر داشته باشید که آن مؤثرترین شیوه ی یادگیری نیست.
10. مطالعه تفننی هم داشته باشید.اما این کار را پس از انجام مقداری از تکالیف و به عنوان پاداش به خود انجام دهید،نه به خاطر به تعویق انداختن انجام تکالیف واقعی!
هر یک از ما ساعات محدودی ویکسانی از روز را در اختیار داریم.اما وقتی می بینیم چقدر بعضی ها نسبت به سایرین در شتاب هستند، به این حقیقت که همه ما وقت یکسانی در اختیار داریم شک می کنیم. تصمیم بگیرید شما وقت را کنترل کنید، نه وقت شما را ! توصیه های عملی زیر می توانند به شما کمک کنند تا عنان وقت را به دست گیرید:
1. با استفاده از مدیریت صحیح وقت،از مزایای آن بهره مند شوید. این مزایا با توانایی فردی، بازدهی و کارایی کاملاً ارتباط دارد. مدیریت پیشرفته وقت، نقشی کلیدی در مطالعات موفقیت آمیز ایفا می کند و در اجتناب از مشکلات،به صورتی محوری عمل می نماید.
2. هنگام تقسیم بندی وقت خود،" نتیجه آموزشی" را مد نظر داشته باشید. بعضی از فعالیت ها از نتیجه آموزشی بالایی برخوردارند، از قبیل مباحثه، توضیح درس برای سایرین،خلاصه نویسی،حل مسأله،خودآزمایی و همکلاسی آزمایی. سایر فعالیت ها دارای نتیجه آموزشی پایین تری هستند: مانند قرائت" محض" ، مقاله نویسی،گزارش نویسی و...
3. دست از کار بکشید و در مورد آنچه تازه آموخته اید، به تعمق بپردازید. ببینید چه آموخته اید،چگونه آن را آموخته اید و چطور ممکن است به موقع خود،از شما خواسته شود تا آن را توضیح دهید.تعمق کردن خیلی بهتر از آن است که به کار خود ادامه دهید،صرفاً به این امید که یک جوری یادتان بماند.
4. برای شروع کار،این پا و آن پا نکنید.افراد خیلی باهوش، توانایی زیادی در" استراتژی کارگریزی " بسیار پیچیده دارند!
5. از 10% اول وقت موجود استفاده کنید. درطبیعت انسان ، 90% از اکثر کارها در 10% وقت موجود انجام می گیرند.این از نظر منطقی بدان معناست که انجام دادن همان کارها در 10% اول وقت نیزکاملاً امکان پذیر است.فکرش را بکنید که در 90% باقیمانده وقت خود چه کارهای دیگری می توانید انجام دهید.
6. برای خود مهلت تعیین کنید. منتظر ننشینید تا دیگران برای شما مهلت تعیین کنند.مهلت های مرحله ای و همچنین مهلت های " نهایی" تعیین کنید و تکالیف طولانی را به قسمت های قابل کنترل تری تقسیم کنید.
7. نیم ساعت اول را صرف یک کار غیرفوری کنید. بعد به تکالیف اصلی بپردازید.این نیم ساعت ها ذره ذره به هم افزوده و تبدیل به یک سرمایه بزرگ از وقت شما می شوند و رفته رفته تکالیف کم تری به مرحله فوریت خواهند رسید، چراکه پیشاپیش دست به کار آنها شده اید.
8. از وقت های پراکنده ی خود استفاده کنید.حتی در یک روز بسیار پرجنب وجوش،چند دقیقه زمان تلف شده در گوشه وکنار یافت می شود (قبل از صرف غذا، بین کلاس ها، در طول مسیر و غیره) از این فرصت های مختصر برای انجام تکالیف کوتاه و در عین حال مفید استفاده کنید.مثل مرور چکیده یک نطق،تحقیق در مورد موضوعی که هنوز در باره آن اطلاعی ندارید،تهیه یک فهرست از کارهایی که باید تا آخر هفته انجام دهید و ...
9. راجع به مدیریت وقت خود با سایرین صحبت کنید. این که بدانید به احتمال زیاد یک نفر از شما خواهد پرسید " آیا کاری را که گفته بودید انجام می دهید،انجام داده اید؟ " باعث ایجاد انگیزه ای قوی در شما برای دادن پاسخ آری می شود.
10. از برنامه جلو بیفتید. به طور حساب شده ای سعی کنید تا دست کم یکی – دو هفته از برنامه خود جلو بیفتید. این کار باعث می شود که یک اتفاق غیر مترقبه مثل بیماری،مشکلات خانوادگی یا خیلی چیزهای دیگر شما را از پا نیندازد.هنگامی که "وقت اضافه" دارید،احساس خیلی خوبی به شما دست می دهد و اگر انرژی خود را صرف نگرانی راجع به تاریخ تحویل،تاریخ ارزشیابی و یا تاریخ امتحان نکنید،عملکرد شما حتی مؤثرتر خواهد شد.
یکی از مسائل مهمی که در دوران بلوغ پیش می آید،افت تحصیلی و گاهی ترک تحصیل است.در حالیکه اکثر قریب به اتفاق نوجوانانی که در این سن ترک تحصیل می کنند،قادر به ادامه تحصیل تا پایان دوره ی تحصیلات هستند.
عوامل مختلفی زمینه ساز این وضع در نوجوانان است که عبارت اند از:
وارد شدن به دوره راهنمایی همراه با تغییر شرایطی است که کودک به آن عادت کرده است.حجم کتابها بیشتر می شود،تعداد معلمین زیادتر می گردد،دیگر از تشویقهای دوران دبستان خبری نیست.همه این عوامل می توانند سبب کمتر شدن تمایل کودک به درس و مدرسه گردند که در کودکانی که شرایط طبیعی خانوادگی را می گذرانند،خیلی زود جبران شده و همه چیز به حال عادی برمی گردد.ولی برخی دیگر از کودکان به همان وضع وارد دنیای نوجوانی و بلوغ می شوند،و مشکلاتی را برای خود و خانواده ایجاد می کنند.
عواملی که شوق تحصیل را در نوجوان کاهش می دهد:
- اختلاف خانوادگی و داشتن خانواده آشفته
- به علت تغییرات جسمی و روحی سن بلوغ،به مسائلی غیر از درس و مدرسه توجه دارد.
- رفتار نادرست والدین نظیر: برخورد نامناسب با نیاز به استقلال(به یکباره رها کردن یا مراقبت شدیدی همانند دوره ابتدایی) ، تحقیر ،سرزنش،مقایسه او با همسالان دیگر.
چه باید کرد؟
- بیش از توانائیش از او توقع نداشته باشید.
- در دروسی که توانایی فراگیری دارد،تشویقش کنید.
- اگر فعالیتی خارج از مدرسه مانند ورزش وقتش را می گیرد،با مهربانی به او هشدار دهید.
- ببینید چه عواملی سبب شده ،گرایشش به کارهای خارج از مدرسه بیشتر شود.
- خودتان را نسبت به درس و مدرسه اش علاقه مند نشان دهید.
- به او یاد دهید برای درس خواندن و تفریح برنامه ریزی کند.
- وعظ و خطابه برای او فایده ای نخواهد داشت.
- همدردی وتأسف شما ممکن است از او شاگرد زرنگی نسازد،ولی می تواند ارتباطی خوب بین شما و او برقرار سازد که مانع شود او ترک تحصیل کند.
برگرفته از کتاب:"رفتار با نوجولن"
نویسنده: دکتر زهرا معتمدی
شاید یکی از مهمترین اهداف نهایی سیستم آموزش و پرورش رشد و شکوفایی انسان در بعد اخلاقی است،در این فرایند تحول،احتمال بروز مسایل و مشکلات دور ازانتظار نیست و نخواهد بود.در این راستا خانواده و حتی بطور کلی جامعه نقش مهمی را ایفا می کنند اما با این ادعا نباید نقش مدرسه و آموزشگاه و کارکنان آن را در ایجاد و پیشگیری از این مسائل فراموش کرد.پس باید برای رفع این مسائل از راهبردهایی سود جست که در آن کارکنان مدرسه و اعضای خانواده باید ایفای نقش بکنند:
1. برقراری ارتباط گرم عاطفی با دانش آموزان از طرف معلمان و والدین لازم است.زیرا این رابطه شرط لازم برای تشخیص و درمان مسائل اخلاقی دانش آموزان تلقی می شود.
2. باید به دانش آموزان ارزش داد و از صفات و برچسب هایی که بی ارزشی را القا می کنند اجتناب نمود.
3. نه تنها باید تلاش کرد تا الگوی خوبی برای دانش آموزان بود،بلکه همواره به تقویت الگوهای اخلاقی خوب اقدام نمود.(ارائه الگوهای اخلاقی در کنار الگوهای ضد اخلاقی نقش منفی الگوهای ضد اخلاقی را کاهش می دهد.)
4. همواره باید تلاش کرد توجه فرد را از لذات زودگذر منحرف و به سوی لذات درازمدت و منطقی سوق داد.
5. سعی در کاشتن تخم ایمان در وجود دانش آموزان توأم با حفظ و نگهداری ایمان در آنها فاکتور بسیار مهمی در پیشگیری از مسائل اخلاقی است.
6. دانش آموزان را به طرف تفریحات و ورزشها و کارهای هنری و فرهنگی سالم هدایت کرد.
7. شیوه های کنار آمدن مبتنی بر حل مسأله را با موقعیت های استرس زا به فرد یاد داد.
8. رمز موفقیت در زندگی و راههای لمس خوشبختی را به دانش آموزان آموزش داد.
9. بزرگترها از ذکر تجارب منفی خودشان پرهیز نموده و همیشه تجارب مثبت خودشان را بیان کنند.
10. وقتی کار ضد اخلاقی در دانش آموزی مشاهده گردید در هدایت و راهنمایی وی اول از همه به جنبه های مثبت رفتار وی توجه بیشتر کرد تا به جنبه های منفی رفتار.
11. چیزهای ضد ارزش را از ارزش تمیز داده و معایب و پیامد ضد ارزش را پیش بینی و برای دانش آموزان ترسیم نمود.
12.بیشتر مواقع اضطراب و وجود فشار در زندگی تعادل فرد را به هم می زند و زمینه ساز بروز مسائل اخلاقی در دانش آموزان می شود،بنابراین ضروری است راههای غلبه بر اضطراب و نگرانی را یاد داد و توصیه کرد:همیشه در حال زندگی کنند و به لیاقت و شایستگی خود ایمان داشته باشند.
ویژگیهای بحث در گروههای کوچک:
- دانش آموزان در گروههای 8-6 نفری می باشند.
- بحث کردن تبادل هدفمند یادگرفته ها می باشد که در بین گروههای کوچک دانش آموزان بوقوع می پیوندد.
- این گروهها برای بحث گروهی مناسبند نه برای از برخوانی و حفظ مطالب
کاربردهای بحث گروهی:
- تحریک علاقه و انگیزه فراگیران موقع معرفی یک موضوع جدید
- کشف راه های جدید حل مسئله
- ارزشیابی داده ها،نظرات یا منابع اطلاعات
- ساخت مفاهیمی جهت مطالعات بعدی
- ایجاد امکان نشان دادن توانمندیهای فردی برای فراگیران
- یادگیری و ارتقاء رهبری،سازماندهی و همارتهای تحقیق و پژوهش
- یادگیری کار تیمی
- یادگرفتن دفاع از ایده های خود و احترام گذاشتن به عقاید دیگران
- یادگیری پذیرش و ارزش قائل شدن برای قومیت ها و فرهنگ های افراد
- شناسایی مشکلات یا مباحثی که باید مطالعه شوند یا روشهای دستیابی به یک موضوع که مورد توجه بوده است.
مزایای بحث در گروههای کوچک برای فراگیران:
- افزایش عمق فهم مطالب و چنگ زدن به محتوای دوره
- افزایش انگیزه و افزایش هرچه بیشتر درگیری فراگیر در فعالیت های دوره
- ایجاد نگرش مثبت در مورد بکارگیری مطالب ارائه شده دوره در موقعیتهای بعدی
- ایجاد مهارتهای حل مسئله مخصوص محتوای دوره
- تمرین کاربرد مفاهیم و اطلاعات آموخته شده در مسائل و مشکلات عملی
مفاهیم پایه مربوط به روشهای بحث گروهی:
- فرایند: تعاملاتی است که در داخل گروه اتفاق می افتد.
- نقش ها: مسئولیت هر فرد خاص در داخل گروه می باشد.
- رهبری: توانایی هدایت و راهنمایی سایرین درموقعیت های گروهی می باشد.
- همبستگی: حمایت اعضاء گروه از همدیگرو اتحاد آنها می باشد.


